|
نه! من هرگز نمی نالم. قرن ها نالیدن بس است. می خواهم فریاد کنم. اگر نتوانستم، سکوت می کنم. خاموش مردن بهتر از نالیدن است. عمر من ، همه ناله ناله ، بر باد رفت.بیست سال در این بی حاصلی گذشت. دیگر بس است. یا فریاد یا سکوت یا طغیان یا عطش. راه سومی وجود ندارد. من، سراسر یک حرفم،یک حرف پیوسته! همان حرفی که برای نگفتن آن ، این همه حرف می زنم، و چه بی ثمر. ای تشنه عزیر من،ایمان مجروح من! من از چشمهای معصوم تو که در این سراب سوخته ،قرن هاست بر من و دستان لرزان و آواره من خیره مانده اند، شرم دارم. چشمهایت را بر من مدوز، ببند. من از دیدن آنها رنج می برم. پ ن 1 : در تاریخ 24 اسفند 1386 عزیز خواهرم به خاطر پیدا کردن نیمه اش جشن گرفت. پ ن 2 : امسال برای اولین بار ، سال تحویل مشهد بودم. + نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 11:38 توسط نیره |
|