تبليغاتX
حرفی برای گفتن،گوشی برای شنیدن

حرفی برای گفتن،گوشی برای شنیدن

سلام .
 خیلی وقته که دیگه حرفی برای گفتن ندارم. حرف دارم ولی قابل گفتن نیستند. احساس می کنم مخاطبم رو گم کردم...
اصلا نمی دونم هیچ وقت مخاطبی داشته ام یا نه!

 


و من اکنون در آستانه دنیایی ایستاده ام که در برابرم آنچه از دنیای خورشید و خاک و زندگی به چشمم آشنا می آید ، سکوت است و بس.


و جز آن هر چه می بینم غریب است،نا شناس است.


اما در اینجا نمی دانم چرا غریبی ها به چشمم آشنا می آید! و در آن دنیا که آب بود و خاک بود و آتش ، آشناییها همه به چشمم غریب می آمد.


نمی دانم کجایم؟چه شده ام؟چه خواهم شد؟

اما احساس می کنم که رها شده ام.
چه می دانم؟اینها همه سخن گفتن یک لال است از معراج پر از شگفتی های یک روح؛حکایت یک گنگ است از خاطرات سفر به سرزمین عجایب.

چه بگویم؟


 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 22:39 توسط نیره |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
تیر 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
مهر 1386
تیر 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384


نویسندگان

نیره

نیره


پیوندها

رویای برفی
هیوا
تسنیم
ادبیات و سینما
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin