|
شب که از راه می رسه ،غربتم باهاش می یاد توی کوچه های شهر، با صدای پاش می یاد من غمای کهنمو ور می دارم که توی می خونه ها جا بذارم می بینم یکی می یاد از می خونه زیر لب مستونه آواز می خونه مستی هم درد منو ، دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده ،منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه گرمی مستی می یاد ،توی رگهای تنم می دونم دلم می خواد ،با یکی حرف بزنم کی می یاد به حرفای من گوش بده؟ عمر من غریبه هستم با همه یکی آشنا می یاد به چشم من ولی از بخت بدم اونم غمه خسته از هر چی که بود،خسته از هر چی که هست راه می افتم که برم ،مثل هر شب مست مست باز دلم مثله همیشه خالیه،باز دلم گریه ی تنهایی می خواد بر می گردم تا ببینم کسی نیست؟می بینم غم داره دنبالم می یاد مستی هم درد منو ، دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده ،منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه خواننده:هایده + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 9:26 توسط نیره |
وقتی که سیم حکم کند ، زر خدا شود وقتی دروغ ،داور هر ماجرا شود وقتی هوا ،هوای تنفس ،هواس زیست سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود وقتی در انتظار یکی پاره استخوان هنگامه ز جنبش دم ها به پا شود وقتی به بوی سفره همسایه مغز و عقل بی اختیار معده شود ،اشتها شود وقتی که سوسمار صفت پیش آفتاب یک رنگ ، رنگها شود و رنگ ها شود وقتی که دامن شرف و نطفه گیر شرم رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود بگذار در بزرگی این منجلاب یاس دنیای من به کوچکی انزوا شود + نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385 21:10 توسط نیره |
|